مقاله زیر نوشته دردمندانهای از دکتر بیژن عبدالکریمی است که میکوشد به خاطر نجات کشور و ممانعت از هر چه وخیمتر شدن اوضاع «رأی های خاموش» را به صدا درآورد. این مقاله در روزنامه بهار روز یکشنبه مورخ ۱۳۹۲/۳/۱۹ منتشر شد.
در سراسر کشور، و حتی در فراسوی مرزها، این پرسش طنینافکن است: «این روزها وظیفه ما در قبال سرنوشت کشور، و شاید هم نه سرنوشت کشور، بلکه صرفاً سرنوشت خویش و خانوادة خویش، در شرایط و وضعیت بحرانی و بسیار غامض و پیچیده کنونی چیست؟» پاسخهای از پیش تعیین شده، آنگونه که قدرتمندان کشور و نیروها و رسانههای وابسته به آنها، رقم میزنند، کاملاً مشخص است. هر یک از نامزدهای ریاست جمهوری که نمایندگی بخشی از جریانات سیاسی کشور را بر عهده دارند، درصدی پایین، و نه رأی قاطبة ملت، را به خود اختصاص خواهند داد. اما جریانی که در شرایط کنونی عمدهترین و سرنوشتسازترین بخش آراء را داراست، رأیهای خاموشی است که به نشانة اعتراض به وضعیت کنونی، سکوت و خاموشی را برگزیدهاند. مخاطب این نوشته روشنفکران و نیز رأیهای خاموشی است که مروج نظریة سکوت در انتخابات هستند. هدف این نوشته بازداشتن آنان از مرتکب شدن به بزرگترین اشتباه سیاسی و تاریخیشان است. دلایل این گروه برای دعوت به انفعال تودههای وسیع مردم و خاموش ماندنشان چنین است:
۱. با رد گستردة صلاحیتها، ساختار انتخابات، بههیچوجه دیگر دمکراتیک، آزادانه و عادلانه نیست.
۲. ساختار انتخابات دوری است.
۳. ما خشمگینان و معترضان به وضعیت کنونی بههیچوجه دارای نهادهای مناسب به منظور امکان نظارت بر آراءمان و مطالبة حقوقمان نیستیم. ناظران بر صحت انتخابات همان دستگاه اجراکنندهای است که از اساس ما با آن مسأله داریم.
۴. هر رأی ما به معنای تأیید ساختار قدرت سیاسی کنونی بوده، از جانب این ساختار به منزلة تأیید خویش مصادره خواهد شد.